تبليغاتX
عابس

عابس
ابن ابی شبیب شاکری
یادت هست میگفتی 
هر چه میدانید عمل کنید، خدا ندانسته ها را میدهد
...
عمل نکردیم
ندانسته هایمان را هم زدیم به پای دین
و هر چه میتوانستیم بر دین تاختیم
...
یادت هست میگفتی عالم محضر خداست
...
عالم را محضر همه دیدیم جز خدا

--------------------------------------------------------------------------
سالروز رحلت کوه عرفان و اجتهاد، تسلیت باد
[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 11:49 ] [ یه بنده خدا ] [ ]

باز دلم آمده در پيچ و تاب /انقلب ينقلب انقلاب

همچو گياه لب آب روان /اضطرب يضطرب اضطراب

آتش عشق است که در اصل و فرع /التهب يلتهب التهاب

نور خدايست که در شرق و غرب /انشعب ينشعب انشعاب

آب حياتست که در جزء و کل /انسحب ينسحب انسحاب

شک که دل موهبت عشق را /اتهب يتهب اتهاب

از سر شوق است که اشک بصر /انحلب ينحلب انحلاب

صنع نگارم بنگر بى حجاب /احتجب يحتجب احتجاب

سر قدر از دل بى قدر دون /اغترب يغترب اغتراب

آمُليا موعد پيک اجل /اقترب يقترب اقتراب
[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 11:48 ] [ یه بنده خدا ] [ ]
من خدایم که همه کوی مرا می پویند                            همه ذرات جهان حمد مرا می گویند

همه چیزو همه کس در همه جا مال من است                 دل هر جامدو جنبنده به فرمان من است

آن زمانی که زمان یاد ندارد چه زمان                             آن مکانی که مکان یاد ندارد چه مکان

آن زمانی نه شب بود و روز و نه جهان                          نه پری بود و نه دوزخ نه جنان

دل من در پی یک واژه ب بی خاتمه بود                         اولین واژه که آمد به نظر فاطمه بود

ز طفیل گل او ساخته ام دنیا را                                   من به عشق رخ او ساخته ام طاها را

او به من گفت که بسازم علی اعلی را                         جبرییل و ملک آدم و پس حوا را

از ازل تا به ابد هرکه و هر کس هستند                        همه مدیون رخ فاطمه من هستند

به خداوندی خود فاطمه ام بی همتاست                     فاطمه چون من تنها به دو عالم تنهاست

از میان همه آفاق که از ما برپاست                             همه دارو ندارم گل روی زهراست

[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 12:42 ] [ یه بنده خدا ] [ ]

نگاه ها هراسان به ابراهیم و آتش بود. در این میان گنجشکی به آتش نزدیک می شد و بر می گشت
از او پرسیدند: ای پرنده چه کار می کنی؟
پاسخ داد: در این نزدیکی چشمه آبی است و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم.
گفتند: ولی حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می توانی بیاوری بسیار زیاد است و این آب فایده ای ندارد.
گفت: من شاید نتوانم آتش را خاموش کنم اما این آب را می آورم تا آن هنگام که خداوند از من پرسید وقتی که بنده ام را بدون گناه در آتش انداختند تو چه کردی؟ پاسخ دهم: هر آن چه را که از توانم بر می آمد... .
*****

ابراهیم زمان چون یوسف در چاه غیبت گرفتار است و دوستانش با گناهان و بی توجّهی ها جانش را بر منجنیق آتش میگذارند،
او را بر صلیب میکشند و دوستدارانش سرگشته طور سینایند.

اما بزودی یوسف از چاه برون خواهد آمد.....

...... و مرا خواهند پرسید :  تو چه کردی ؟

[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 17:59 ] [ یه بنده خدا ] [ ]


ای نگاهت پر از سپیده بیا
دل ز هجرت به خون تپیده بیا

خم شد از دوری تو قامت من
دلبر ناز و قد کشیده بیا


شب غم را سحر ، سحر بر گرد
ای صفای سحر ، سپیده بیا


هجر روی تو سخت جانفرساست
دل مجنون من بریده ، بیا


من که از دیدنت شدم نومید
ای امید دل رمیده ، بیا

کی شود پیک تو خبر آرد:
شب دیدار ما رسیده ، بیا

پرچم سرخ کربلا گوید:
نوحه خوان سربریده بیا

اشف صدر الحسین معنی توست
مرحم سینه ی دریده بیا

ندبه دارد برای آمدنت
مادری با قد خمیده ، بیا



جان یاسی که بین آتش سوخت
روی از غنچه اش ندیده ، بیا


حقّ آن مادری که غرق به خون
در پی مرتضی دویده ، بیا

قَسَمت می دهم به اشکی که
بر رخ فاطمه چکیده ، بیا

با نوی خسته این چنین می خواند:
مَحرم مادر شهیده  ، بیا

[ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 17:25 ] [ یه بنده خدا ] [ ]

دارد دل و دین می برد از شهر شمیمی


افتاده نخ چادر او دست نسیمی


تسبیح دلم پاره شد آن دم که شنیدم


با دست خودش داده اناری به یتیمی


حتی اثر وضعی تسبیح و دعا را


بخشیده به همسایه، چه قران کریمی


در خانهء زهرا همه معراج نشینند


آنجا که به جز چادر او نیست گلیمی


ای کاش در این بیت بسوزم که شنیدم


می سوخت حریم دل مولا چه حریمی


آتش مزن آتش  در و دیوار دلش را


جز فاطمه در قلب علی نیست مقیمی

 

حالا نکند پنجره را وا بگذاریم


پرپر شود آن لاله زخمی به نسیمی


[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 16:56 ] [ یه بنده خدا ] [ ]
متنی از سید شهیدان اهل قلم درباره امام خامنه ای:

عزیز ما! ای وصیّ امام عشق! آنان كه معنای «ولایت» را نمی‌دانند در كار ما سخت درمانده‌اند اما شما خوب می‌دانید كه سرچشمه‌ی این تسلیم و اطاعت و محبت در كجاست. خودتان خوب می‌دانید كه چقدر شما را دوست می‌داریم و چقدر دلمان می‌خواست آن روز که به دیدار شما آمدیم، سر در بغل شما پنهان كنیم و بگرییم.
[ دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ] [ 11:9 ] [ یه بنده خدا ] [ ]


 در شگفتم براى كسى كه از چهار چيز بيم دارد، چگونه به چهار چيز پناه نمى برد؟

در شگفتم براى كسى كه ترس بر او غلبه كرده ، چگونه به ذكر حسبنا الله و نعم الوكيل پناه نمى برد. زيرا به تحقيق شنيدم كه خداوند عزوجل به دنبال ذكر ياد شده فرمود: پس (آن كسانى كه به عزم جهاد خارج گشتند و تخويف شياطين در آنها اثر نكرد و به ذكر فوق تمسك جستند) همراه با نعمتى از جانب خداوند (عافيت ) و چيزى زائد بر آن (سود در تجارت ) بازگشتند و هيچگونه بدى به آنان نرسيد.

و در شگفتم براى كسى كه اندوهگين است ، چگونه به ذكر لا اله الا انت سبحانك انّى كنت من الظالمين پناه نمى برد. زيرا به تحقيق شنيدم كه خداوند عزوجل به دنبال ذكر فوق فرمود: پس ما (يونس را در اثر تمسك به ذكر ياد شده ) از اندوه نجات داديم و همين گونه مؤ منين را نجات مى بخشيم.

در تاثير اين ذكر شريف يعنى لا اله الا انت سبحانك انّى كنت من الظالمين به سه جمله فاستجبنا له ، و نجيناه من الغّم ، و كذلك ننجى المؤ منين دقت به سزا اعمال گردد، به خصوص به جمله اخير كه مفاد آن عام است كه وعده فرموده است شامل همه مؤ منين مى باشد، و با جمع محلى به الف و لام و فعل مضارع كه دال بر تجدد زمان و حصول تدريجى آن براى ابد است تعبير فرموده است ، فتبصّر.

و در شگفتم براى كسى كه مورد مكر و حيله واقع شده ، چگونه به ذكر افوض ‍ امرى الى الله ان الله بصير بالعباد پناه نمى برد. زيرا به تحقيق شنيدم كه خداوند عزوجل به دنبال ذكر فوق فرمود: پس خداوند (موسى را در اثر ذكر ياد شده ) از شر و مكر فرعونيان مصون داشت .

و در شگفتم براى كسى كه طالب دنيا و زيبايى هاى دنياست ، چگونه به ذكر ((ما شاءالله لا قوة الا بالله )) پناه نمى برد. زيرا به تحقيق شنيدم كه خداوند عزوجل بعد از ذكر ياد شده (از زبان مردى كه فاقد نعمتهاى دنيوى بود، خطاب به مردى كه از آن نعمتها بهره مند بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، كمتر از خود مى دانى پس اميد است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد...

 

[ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 8:7 ] [ یه بنده خدا ] [ ]
[ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 ] [ 16:41 ] [ یه بنده خدا ] [ ]

روی قبرم بنویسید که خواهر بودم

سالها منتظر روی برادر بودم

بنویسید گرفتار نباشم چه کنم؟

من اگر منتظر یار نباشم چه کنم؟

روی قبرم بنویسید جدایی سخت است

اینهمه راه بیایم ،تو نیایی سخت است

یوسفم رفته و از آمدنش بی خبرم

سالها میشود از پیرهنش بی خبرم

روی قبرم بنویسید ندیده رفتم

با تن خسته و با قد خمیده رفتم

بنویسید همه دوروبرم ریخته اند

چقدر دسته ی گل روی سرم ریخته اند

چقدر مردم این شهر ولایی خوبند

که سرم را نشکستند خدایی خوبند

بنویسید در این شهر سرم سنگ نخورد

به خداوند قسم بال و پرم سنگ نخورد

چادرم دور و برم بود و به پایی نگرفت

معجرم روی سرم بود و به جایی نگرفت

من کجا شام کجا زینب بی یار کجا؟...

من کجا بام کجا کوچه و بازار کجا؟

بنویسید که عشاق همه مال هم اند

هر کجا نیز که باشند به دنبال هم اند

گر زمانی به سوی شاه خراسان رفتید

من نبودم به سوی مرقد جانان رفتید...

روی قبرش بنویسید برادر بوده

سالها منتظر دیدن خواهر بوده

روی قبرش بنویسید که عطشان نشده

بدنش پیش نگاه همه عریان نشده

بنویسید کفن بود،خدایا شکرت

هرچه هم بود بدن بود خدایا شکرت

یار هم آنقدری داشت که غارت نشود

در کنارش پسری داشت که غارت نشود

او کجا نیزه کجا گودی گودال کجا؟

او کجا نعل کجا پیکر پامال کجا؟

بنویسید سری بر سر نی جا می کرد

خواهری از جلوی خیمه تماشا می کرد

[ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 12:8 ] [ یه بنده خدا ] [ ]
دوباره مثل تو آیا؟ دوباره مثل تو هرگز
دوباره مثل تو حاشا، دوباره مثل تو هرگز

دوباره مثل تو دیروز، دوباره مثل تو امروز
دوباره مثل تو فردا؟ دوباره مثل تو هرگز

دوباره مثل من؟ آری، چه بی‌شمار و فراوان
دوباره مثل تو اما ... دوباره مثل تو هرگز

کجاست آینه زادی که در کتاب نگاهش
هزار آینه زیبا دوباره مثل تو، هرگز

دوباره مثل تو روشن، دوباره مثل تو آبی
نخیر حضرت دریا! دوباره مثل تو هرگز!

[ دوشنبه هشتم اسفند 1390 ] [ 14:55 ] [ یه بنده خدا ] [ ]

بسم الله الرّحمن الرّحيم

داستان جالبى از امیر المومنین حضرت على(عليه السلام ) به اين مضمون نقل شده است كه روزى رو به سوى مردم كرد و فرمود: به نظر شما اميد بخش ترين آيه قرآن كدام آيه است ؟ بعضى گفتند آيه "ان الله لا يغفر ان يشرك به و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء" (خداوند هرگز شرك را نمى بخشد و پائين تر از آن را براى هركس كه بخواهد مى بخشد) سوره نساء آیه 48

امام فرمود: خوب است ، ولى آنچه من ميخواهم نيست، بعضى گفتند آيه "و من يعمل سوء او يظلم نفسه ثم يستغفرالله يجد الله غفورا رحيما" (هر كس عمل زشتى انجام دهد يا بر خويشتن ستم كند و سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را غفور و رحيم خواهد يافت) سوره نساء آیه 110

امام فرمود خوبست ولى آنچه را مى خواهم نيست . بعضى ديگر گفتند آيه "قل يا عبادى الذين اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفورالرحیم" (اى بندگان من كه دراثر گناه، بر خويشتن زیاده روی کرده اید، ازرحمت خدا مايوس نشويد در حقيقت ‏خدا همه گناهان را مى‏آمرزد كه او خود آمرزنده مهربان است) (سوره زمرآیه53(

امام فرمود خوبست اما آنچه مى خواهم نيست ! بعضى ديگر گفتند آيه "و الذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا نفسهم ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من يغفر الذنوب الا الله" (پرهيزكاران كسانى هستند كه هنگامى كه كار زشتى انجام مى دهند يا به خود ستم مى كنند به ياد خدا مى افتند، از گناهان خويش آمرزش مى طلبند و چه كسى است جز خدا كه گناهان را بيامرزد)سوره آل عمران آیه135)

باز امام فرمود خوبست ولى آنچه مى خواهم نيست. در اين هنگام مردم از هر طرف به سوى امام متوجه شدند و همهمه كردند فرمود: چه خبر است اى مسلمانان ؟ عرض كردند: به خدا سوگند ما آيه ديگرى در اين زمينه سراغ نداريم. امام فرمود: از حبيب خودم رسول خدا شنيدم كه فرمود: اميد بخش ترين آيه قرآن اين آيه است: "واقم الصلوة طرفى النهار و زلفا من الليل ان الحسنات يذهبن السيئات ذلك ذكرى
للذاكرين*" سوره هود آیه 118

و فرمود: اى على! آن خدايى كه مرا به حق مبعوث كرده و بشير و نذيرم قرار داده يكى از شما كه برمى‏خيزد براى وضو گرفتن، گناهانش از جوارحش مى‏ريزد، و وقتى به روى خود و به قلب خود متوجه خدا مى‏شود از نمازش كنار نمى‏رود مگر آنكه از گناهانش چيزى نمى‏ماند، و مانند روزى كه متولد شده پاك مى‏شود، و اگر بين هر دو نماز گناهى بكند نماز بعدى پاكش می‏كند، آن گاه نمازهاى پنجگانه را شمرد بعد فرمود: يا على جز اين نيست كه نمازهاى پنجگانه براى امت من حكم نهر جارى را دارد كه در خانه آنها واقع باشد، حال چگونه است وضع كسى كه بدنش آلودگى داشته باشد، و خود را روزى پنج نوبت در آن آب بشويد؟ نمازهاى پنجگانه هم به خدا سوگند براى امت من همين حكم را دارد.‏

[ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 8:53 ] [ یه بنده خدا ] [ ]
 

    امام رضا (ع)

ای کاش حرم بودم و مهمان تو بودم

مهمان تو و سفره احسان تو بودم

یک عمر گذشت و سر و سامان نگرفتم

ای کاش فقط بی‏سر و سامان تو بودم

تا چشم گشودم به دلم مهر تو افتاد

زآن روز چو آهوی بیابان تو بودم

طوفان عجیبی است غم عاشقی تو

چون موج اسیر تو و طوفان تو بودم

ای گنبد تو عشق ، من خسته دل ای کاش

چون کفتر پر بسته ایوان تو بودم

یک پنجره فولاد دلم تنگ تو آقاست

ای کاش ز  زوار خراسان تو بودم

[ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 10:26 ] [ یه بنده خدا ] [ ]

اگرچه پای فراق تو پیرتر گشتم

مرا ببخش عزیزم که زنده برگشتم

شبیه شعله شمعی اسیر سو سو یم

 رسیده ام سر خاکت ولی به زانویم

بیا که هر دو بگرییم جای یکدیگر

برای روضه مان در عزای یکدیگر

من از گلوی تو نالم... تو هم ز چشم ترم

من از جبین تو گریم ...تو هم به زخم سرم

من از اصابت آن سنگهای بی احساس

 تو از نگاه یتیمت به نیزه عباس

بر آن صدای ضعیفت بر این نفس زدنم

برای چاک لبانت به جای جای تنم

من از شکستن آن ابروی جدا از هم

 تو از جسارت آن دستهای نامحرم

به زخم کاری نیزه که بازی ات میداد

به نقش های کبودی که بر تنم افتاد

همین بس است بگویم که زخم تسکین است

و گوش های من از ضرب دست سنگین است

چهل شب است که با کودکان نخوابیدم

چهل شب است که از خیزران نخوابیدم

چهل شب است نه انگار چهارصد سال است...

...هنوز پیکر تو در میان گودال است

هنوز گرد تنت ازدحام میبینم

به سمت خیمه نگاه حرام میبینم

هر آنچه بود کشیده ز پیکرت بردند

مرا ببخش که دیر آمدم سرت بردند

مرا ببخش نبودم سر تو غارت شد

کنار مادرم انگشتر تو غارت شد

[ سه شنبه بیستم دی 1390 ] [ 15:47 ] [ یه بنده خدا ] [ ]
حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه‌ای
گفت یا آب است یا خاک است یا پروانه‌ای!
گفتمش احوال عمرم را بگو این عمر چیست ؟
گفت یا برق است یا باد است یا افسانه‌ای!
گفتمش اینها که می بینی چرا دل بسته اند؟
گفت یا خوابند یا مستند یا دیوانه‌ای!
گفتمش احوال عمرم را پس از مردن بگو؟
گفت یا باغ است یا نار است یا ویرانه‌ای
!

[ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 13:18 ] [ یه بنده خدا ] [ ]

زینب آمد شام را یکباره ویران کرد و رفت

اهل عالم را ز کار خویش حیران کرد و رفت

از زمین کربلا تا کوفه و شام خراب

هر کجا بنهاد پا فتحی نمایان کرد و رفت

با لسان مرتضی از ماجرای نینوا

خطبه ای جانسوز اندر کوفه عنوان کرد ورفت

تا بماند دین احمد با کلام جانفزا

عالمی را دوستدار اهل ایمان کرد و رفت

بر فراز نیزه آن قرآن ناطق را بدید

با عمل آن بی قرین، اثبات قرآن کرد و رفت

در دیار شام بر پا کرد از نو انقلاب

سنگر اهل ستم را سست بنیان کرد و رفت

خطبه غرّا، بیان فرمود در کاخ یزید

کاخ استبداد را از پایه ویران کرد و رفت

شام، غرق عیش و عشرت بود در وقت ورود

وقت رفتن شام را شام غربان کرد و رفت

[ سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 ] [ 18:32 ] [ یه بنده خدا ] [ ]
گرچه از دست وپا فتادستم

عهد و پیمان خویش نشکستم

گرچه عضوی نمانده دربدنم

عضوی از عاشقانتان هستم

برلبت چون "خم می نی" است مدام

از شمیم حضورتو مستم

حسرتی هست دردلم که چرا

به شهیدان حق نپیو ستم

خواب دیدم که در رهت آقا

باز سربند یا علی بستم

با همان شور روزهای نبرد

از سر خاکریز می جستم

امر کردی به پیش می رفتم

دشمنت را به تیر می بستم

تاکه برپا بود ولایت عشق

ایچنین روی چرخ بنشستم

گرچه رنجور وخسته ام اما
تا نفس هست با شما هستم
[ دوشنبه یازدهم مهر 1390 ] [ 9:1 ] [ یه بنده خدا ] [ ]

   

   

کشید بند طناب و شما زمین خوردی

 شبیه مادرتان بی هوا زمین خوردی

  تمام آینه ها ناگهان ترک خوردند

 مگر چقدر شما با صدا زمین خوردی؟

  چه عاشقانه سر کوچه ی بنی هاشم

 به یاد حضرت خیرالنساء زمین خوردی

  شتاب مرکب و زانوی خسته باعث شد

 طی مسیر، شما بارها زمین خوردی

  صدای ناله ی زهرا مدینه را لرزاند

 به دست بسته،غریبانه تا زمین خوردی

  دلت شکست وبه یاد رقیه افتادی

 خودت برای رضای خدا زمین خوردی

                                                             "  وحید قاسمی "

[ چهارشنبه ششم مهر 1390 ] [ 9:10 ] [ یه بنده خدا ] [ ]
رمضان آمده آهنگ سحر ساز كنيد
با مناجات و غزل بر دو جهان ناز كنيد

دست‌ها را برسانيد به معراج دعا
تا خدا با نفسي سوخته پرواز كنيد

كاش يك گوشه خلوت به زمين هديه شود
سفري با دلي افروخته آغاز كنيد

بندگي راه قشنگي‌ست كه مستان دانند
مستي آموخته و بندگي ابراز كنيد

گوهر اشك به هر خون دلي مي‌ارزد
همه‌دم با غم باران‌زده اعجاز كنيد

كار ما نيست قدم در قفس خاك زدن
پر و بالي زده و پنجره را باز كنيد

فرصتي نيست كه يك عمر معطل باشيم
ماه عشق است در اين مرحله ايجاز كنيد

مصطفی کارگر

[ دوشنبه دهم مرداد 1390 ] [ 12:41 ] [ یه بنده خدا ] [ ]
 

غوغاي چشم و راز زبان را نگاه کن

دل را ببين، هر آينه جان را نگاه کن

ما سوختيم و آنچه که اندوختيم سوخت

از سود ما مپرس، زيان را نگاه کن

هر روز زندگان زمين ضجّه مي زنند

هر شام مردگان جهان را نگاه کن

از ياد رفته ايم و به تاراج مي رويم

کالاي حسرتيم، دکان را نگاه کن

زخم نهان و آه عيان را که ديده اي

آه نهان و زخم عيان را نگاه کن

دنبال ماه زخمي من بيش از اين مگرد

شب‏هاي ابري رمضان را نگاه کن

قد قامت نماز ريا خالي از خداست

حي علي الصلاة اذان را نگاه کن

موساي من! سراغ خدا مي روي، مرو

حال مرا بپرس، شبان را نگاه کن

بگذر ز جستجوي غريبانة دلم

قبر بدون نام و نشان را نگاه کن

در موج خيز فتنه هبا و هدر مشو

راه امين و خط امان را نگاه کن

دجّاله‏ها به خانة دل رخنه کرده اند

تنهايي امام زمان(عج) را نگاه کن

عليرضا قزوه

[ شنبه بیست و پنجم تیر 1390 ] [ 11:0 ] [ یه بنده خدا ] [ ]
محمدرضا راضي 

لبت حديث كسا را به اشتباه انداخت
نگاهت آينه‌ها را به اشتباه انداخت

غزل به‎رقص درآمد و نام زيبايت
عروض و وزن و هجا را به اشتباه انداخت

صداي كيست كه پيچيده در گلويي خشك
صدا دوباره صدا را به اشتباه انداخت

حضور نافذ پيغمبرانه‌اي در دشت
تمام كرب و بلا را به اشتباه انداخت

خيال داشت براي تو وحي بفرستد
شباهت تو خدا را به اشتباه انداخت

الا علي الدنيا بعدك العفا يا عشق
خوش آن فنا كه بقا را به اشتباه انداخت

تو جان سپردي و اين‌گونه جاودان ماندي
و اين مقايسه ما را به اشتباه انداخت . . . .
[ چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390 ] [ 9:0 ] [ یه بنده خدا ] [ ]
جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد
ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد
بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم
مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد
شاید این باغچه ده قرن به استقبالت
فرش گسترده و در دست گلایل دارد
تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز
ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد
کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز
می خرم از پسرک هر چه تفال دارد
یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت
یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد
هیچ سنگی نشود سنگ صبورت ، تنها
تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد...
[ سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390 ] [ 11:58 ] [ یه بنده خدا ] [ ]
سابقه دین اسلام در سرزمین ایران به عصر حیات «پیامبر اكرم(ص)» و نامه آن حضرت به «خسرو پرویز» شاه ایران برمی‏گردد؛ و ورود رسمی این دین به این سرزمین، به سال ۱۶ هجری و در زمان حكومت «عمر بن خطاب» خلیفه دوم.

اما سؤال اساسی این است كه به رغم ورود اسلام به ایران در دوره خلفا و همچنین به رغم آنكه ایرانیان قرون اولیه، اكثراً جزو اهل سنت بودند، چگونه شد كه هم اینك شاهد اكثریت ایرانیان شیعی هستیم؟

در این نوشته، بحث كلامی مطرح نیست. بلكه از دیدگاه "جامعه‏ شناسی تاریخی" بررسی می‏كنیم كه چه تحولاتی باعث شد كه اكثر ایرانیان، شیعه شوند.


در خصوص سؤال فوق دو دسته پاسخ ارائه شده است:

۱. پاسخ های نادرست و افسانه‏ای.

۲. پاسخ صحیح و منطقی.

در اینجا ضمن طرح چند پاسخ افسانه‏ای و نقد آنها، در انتها پاسخ صحیح را ارائه خواهیم كرد.

۱. پاسخ‏های نادرست و افسانه‏ای:

۱ ـ ۱. ازدواج امام حسین (ع) با شهربانو دختر یزدگرد سوم از سلسله ساسانی، باعث علاقه ایرانیان به اهل بیت(ع) و در نتیجه تشیع ایرانیان شده است.

نقد این پاسخ:

اولاً: اساس چنین داستانی صحیح نیست.

ثانیاً: لازمه‏ی صحت این داستان آن است كه ایرانیان می‏بایست به خود سلسله ساسانیان علاقه داشته باشند، تا به دامادشان هم علاقه داشته باشند. در حالی كه ایرانیان اجازه داده‏اند تا این سلسله براحتی فرو بپاشد و حتی یزدگرد نیز پا به فرار گذاشت و در شهرهای مختلف ایران آواره بود تا این كه سرانجام توسط "آسیابانی ایرانی " در "مرو " كشته شد.

ثالثاً: پاسخ دیگری هم شهید مطهری می‏دهد و آن اینكه تعدادی از امویان هم با ساسانیان پیوند زناشویی بستند. پس چرا ایرانیان نسبت به امویان علاقه‏مند نشدند؟

۲ ـ ۱. ایرانیان در اصل ضد اعراب، ضد اسلام و ضد مسلمانان بوده‏ اند. وقتی ایران توسط مسلمانان فتح شد، ایرانیان مجبور بودند در ظاهر بگویند ما مسلمان شده ‏ایم و الا كشته می‏شدند یا باید جریمه می‏پرداختند. لذا در ظاهر اسلام را قبول می‏كردند اما در واقع همان عقاید زرتشتی‏گری و عقاید قبل از اسلام خود را حفظ كردند و ادامه دادند لكن تحت عنوان شیعه. پس تشیع، مذهبی است كه در اصل به دست ایرانیان ساخته شده و ربطی به اسلام ندارد، بلكه مذهبی ایرانی است.

نقد این پاسخ:

اولاً: این نظریه زمانی می‏تواند صحیح باشد كه رهبران اصلی شیعه ایرانی باشند؛ در حالی كه همه رهبران اصلی شیعه كه ائمه معصومین علیهم السلام هستند، عرب هستند.

ثانیاً: این نظریه در صورتی صحیح است كه شیعیان اولیه همه ایرانی باشند در حالی كه جز تعداد كمی از شیعیان اولیه ـ نظیر «جناب سلمان فارسی» ـ غالب شیعیان از عرب‏ها بودند.

ثالثاً: نظریه فوق وقتی می‏تواند صحیح باشد كه منابع و متون اصلی شیعه با سایر مسلمانان تفاوت می‏داشت و می‏بایست این تفاوت در منابع ایرانی خود را نشان دهد. در حالی كه اینطور نیست. اولین منبع اصلی مسلمان قرآن كریم است كه شیعه و غیر شیعه به آن اعتقاد دارند. دومین منبع سنت است. اجماع هم به همان كتاب و سنت برمی‏گردد و عقل به مستقلات عقلیه باز می‏گردد كه اختصاص به ایرانیان ندارد بلكه مربوط به همه است.

رابعاً: نظریه فوق وقتی می‏توانست قرین واقع باشد كه ایرانیان از همان قرون اولیه تماماً شیعه باشند. در حالی كه ایرانیان در این دوره‏ها غالباً غیر شیعه بوده و به اسلام اهل سنت گرایش داشتند و اكثر رهبران اهل سنت هم از ایرانیان بودند. همچنین مؤلفان متون دینی اهل سنت اكثراً ایرانی هستند و این نكته‏ای است كه شهید مطهری در كتاب خدمات متقابل اسلام و ایران می‏آورد.

خامساً: رهبران و دانشمندان شعیه تا قرن دهم اكثراً غیرایرانی بودند و خارج از ایران زندگی می‏كردند. «شیخ مفید»، «سید مرتضی»، «محقق حلی»، «شهید اول و ثانی» و علمای جبل عامل كه بعدها به دعوت صفویه به ایران آمدند و همچنین «محقق كركی» كه حوزه‏های علمیه شیعه را در ایران و عراق و مناطق دیگر گسترش داد، همه غیرایرانی بودند. این نكته صحیح است كه فرهنگ، زبان و زمان و مكان و رسم و عادات در آموزه‏های مذهبی تأثیرگذار است. اما اینگونه نیست كه این عوامل سبب شوند یك مذهب تشیع خاص ایرانیان تأسیس شده باشد. اتفاقاً فقه شیعی بر عنصر زمان و مكان، تاریخ و غیره تأكید فراوان دارد. بنابراین، تأثیر و تاثر قابل انكار نیست ولی مسأله نمی‏تواند تعیین كننده باشد.

برخی آموزه‏های فلسفی قبل از اسلام به بعد از اسلام هم منتقل شده است. بعضی از عادات و داستان‏ها هم منتقل شده است. در واقع ایرانیان برخی از میراث‏های خود را حفظ كرده‏اند، اما آن را هرگز جزیی از تشیع ندانسته‏اند. بلكه یكسری از این مسائل مربوط به آداب و رسوم ملی ماست كه ربطی به تشیع ندارد. مثل زبان فارسی، عید نوروز و... ایرانیان هیچ گاه زبان فارسی را رها نكردند. زیرا بین اسلام و ایران تضادی نبوده است. بلكه در مواردی كه تعارضی وجود داشته، ایرانیان خود به نفع اسلام از آن دست كشیده‏اند و اسلام را مقدم دانسته‏اند.

۳ ـ ۱. ایرانیان تا قرن دهم سنی بودند. از آن پس با زور صفویان به شیعه گرایش یافتند. زیرا شاه اسماعیل صفوی وقتی در تبریز تاج گذاری كرد، بسیاری از سنی‏ها را قتل عام نمود.

نقد پاسخ فوق:

اولاً: شاه اسماعیل یك جوان ۱۴ ساله بود و نمی‏توان پذیرفت كه وی بدون حمایت شیعیان به قدرت رسیده باشد. زیرا منطقی نیست كه حامیان وی از سنی‏ها باشند و علیه مذهب خود، شاه اسماعیل را به نفع مذهب تشیع حمایت كنند. بنابراین، در ایران آن زمان شیعیان زیادی وجود داشته‏اند كه صفویه به اتكای آنان توانسته‏اند قدرتی تشكیل دهند و در برابر عثمانی كه یك امپراتوری پر قدرت مدعی سنی بود، بایستند و مقابله كنند و در نهایت حكومت تشكیل دهند.

ثانیاً: در تاریخ ثابت نشده است كه صفویه با زور شمشیر شیعه را در ایران به وجود آورده باشند. البته به صورت جزیی و موردی، اهل سنت مورد آزار صفویان واقع می‏شدند، چنانكه شیعیان مورد آزار عثمانی‏ها قرار می‏گرفتند. روشن است كه عمل هر دو حكومت نادرست و غیراسلامی بوده است.


۲. پاسخ صحیح و منطقی:

نخست باید بپذیریم كه استقرار و نفوذ یك مذهب در میان یك قوم، امری نه دفعی بلكه به صورت تدریجی است. ما نباید به دنبال تاریخ خاص و معینی باشیم. به نظر می‏رسد از زمانی كه اولین ایرانی به تشیع گرایش یافته تا زمانی كه تشیع در ایران فراگیر شد و اكثریت ایرانیان را شیعیان تشكیل دادند، حدود ۱۰ قرن به طول انجامیده باشد.

اتفاقاتی كه طی ۱۰ قرن اولیه اسلام در ایران به وقوع پیوست باعث فراگیری تشیع در ایران شد كه به اجمال می‏توان آنها را اینگونه مرور كرد:

۱ ـ ۲. نخست آنكه «جناب سلمان» صحابه با وفای پیامبر و اهل بیت، فردی ایرانی و شیعی بود. در یمن نیز ایرانیانی وجود داشتند كه متمایل به سمت اهل بیت بودند. یمن توسط حضرت علی (ع) و در زمان حیات رسول اكرم (ص) به اسلام ایمان آورد و اهل یمن از همان زمان با حضرت علی (ع) آشنا شدند؛ در حالی كه ساحل خلیج فارس تا یمن تحت نفوذ ایران بود.

۲ ـ ۲. در دوره خلیفه دوم، وی تبعیض‏هایی بین عرب و عجم قائل شد كه موجب آزردگی خاطر ایرانیان گردید. پس از كشته شدن خلیفه دوم به دست یك ایرانی، فرزند وی چند تن از ایرانیان موجود در مدینه را به قتل رساند. اما وقتی حضرت علی(ع) به حكومت رسید اعلام كرد كه بین عرب و عجم تفاوتی نیست و عرب هیچ گونه فضلی بر عجم ندارد و این باعث شد تا ایرانیان به حضرت علی(ع) گرایش پیدا كنند. همچنانكه «امام زین العابدین(ع)» با خریدن و آزاد كردن تعداد زیادی از بردگان و بندگان غیر عرب، جمعیت زیادی از موالیان در مدینه ایجاد كرد كه محب اهل بیت(ع) بودند.

۳ ـ ۲. پس از شهادت حسین بن علی(ع) ایرانیان متوجه شدند از اسلام دو قرائت وجود دارد: اسلام یزیدی و اسلام حسینی. بنی امیه با آن سابقه ظلم‏ها و اعمال تبعیض‏ها نمی‏توانست در قلوب ایرانیان جایی داشته باشد و به صورت طبیعی ایرانیان به سوی امام حسین(ع) و اهل بیت(ع) گرایش پیدا كردند و بعدها در سقوط بنی امیه بیشترین كمك‏ها را نمودند. زیرا بنی عباس با شعار حمایت از آل محمد (ص) قیام كردند. اما بعد معلوم شد كه این جریان نیز با جریان اهل بیت فاصله دارد.

۴ ـ ۲. در طول تاریخ، برخی از شاگردان امام جعفر صادق و سایر ائمه ـ علیهم السلام ـ در ایران حضور یافتند و به طور گسترده مكتب اهل بیت(ع) را تبلیغ كرده و ایرانیان را به مذهب آنان دعوت می‏كردند.

۵ ـ ۲. حضور حضرت امام رضا(ع) در خراسان عامل دیگری است. یكی از دلایلی كه «مأمون» می‏خواست امام رضا(ع) را ولیعهد كند، مقابله با عرب‏ هایی بود كه از برادرش «امین» حمایت می‏كردند. تحلیل وی این بود كه با ولایت عهدی امام رضا(ع) هم ایرانیان شیعی را به سوی خود جذب خواهد كرد و هم شیعیان عرب؛ و این باعث تقویت قدرت وی و ضعف امین خواهد شد.

۶ ـ ۲. بسیاری از امام زادگان از ظلم «منصور دوانیقی» و دیگر خلفای ستمگر به ایران آمدند و پراكندگی آنان در سراسر ایران عامل دیگری در گسترش تشیع در ایران بود. همانطور كه حضور «حضرت معصومه(س)» در قم، «حضرت شاه چراغ(ع)» در شیراز و «حضرت عبدالعظیم(ع)» در ری، از دلایل مهم روی آوری مردم ایران به سمت تشیع است.

۷ ـ ۲. در عصر سلاطین شیعه‏ آل‏بویه موجبات تبلیغ مكتب اهل بیت(ع) بیش از پیش فراهم شد و كتب مهم شیعی مثل تهذیب، استبصار، كافی و من لایحضره الفقیه در این زمان تألیف شد. بزرگانی چون شیخ صدوق، شیخ مفید، شیخ طوسی، سید مرتضی و سید رضی توانستند در این عصر اسلام شیعی را به مردم معرفی نمایند.

۸ ـ ۲. در دوره ایلخانان، حضور علامه حلی به مدت ۱۰ سال در ایران و آزادی وی در بیان احكام و مهارت او در فقه و كلام و نیز تلاش‏های «خواجه نصیر الدین طوسی» عامل دیگری در این زمینه است.

۹ ـ ۲. حلقه آخر این جریان تاسیس دولت صفویه و اعلام تشیع به عنوان مذهب رسمی و حضور و دعوت از علمای شیعه از سراسر جهان اسلام است. این همه سبب شد تا بالاخره در عصر صفویه پس از طی ۱۰ قرن، اسلام شیعی در ایران گسترش یابد و به صورت یك مكتب و مذهب فراگیر در این كشور معرفی شود.
[ دوشنبه شانزدهم خرداد 1390 ] [ 12:42 ] [ یه بنده خدا ] [ ]
 
  به گزارش مشرق، نویسنده وبلاگ گلدختر در جدیدترین مطلب وبلاگش نوشت:
از صبح دارم برای کاری عکس درباره حجاب در کشورهای خارجی جمع می کنم. بیشتر عکسها تکراری است.

اما در سرچ انگلیسی، یکی از عکس ها نظرم را جلب می کند. ندیده بودمش.

این عکس درِ ورودی یکی از دانشگاه های کشور ترکیه را نشان می دهد. جایی که دختران مسلمان مجبور هستند حجابشان را بردارند وگرنه حق ندارند دانشگاه بروند و تحصیل کنند.

بد نیست بدانید که بیش از نود درصد مردم کشور ترکیه مسلمان هستند. بیش از نود درصد!

 

این عکس خیلی درد دارد، حرف دارد. خیلی!

اینکه مجبور باشی برای ابتدایی ترین حق دنیای امروز -که حق دانستن و تحصیل است- عقیده ات را فدا کنی.

حالا مگر کسی جرأت دارد سر در ورودی دانشگاه های ما، به این مانتوهای هر روز کوتاه تر از دیروز و آرایش های هفت رنگ بگوید بالای چشمتان ابروست؟!

آدم شک برش می دارد که اینها دارند دانشگاه می روند یا نمایشگاه مد و آرایش؟!

[ یکشنبه یکم خرداد 1390 ] [ 9:11 ] [ یه بنده خدا ] [ ]
 در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد! 

۱- در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم الوکیل» (آل عمران ایه ۱۷۱) پناه نمی برد. در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید. 

۲- در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» (سوره انبیاء آیه ۸۷) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می بخشیم.» (سوره انبیاء آیه ۸۸)

۳- در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد» (سوره غافر آیه ۴۴) ... پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.» (سوره غافر آیه ۴۵) 

۴- در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیباییهای دنیاست چگونه به ذکر «ماشاءالله لاحول و لاقوة الا بالله» پناه نمی برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمتها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.»
[ سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390 ] [ 12:52 ] [ یه بنده خدا ] [ ]
تو ناز مثل قناری
تو پاك مثل پرستو
تو مثل بَدبَده خوبی
برای من تو همیشه،
 همیشه محبوبی
تو مثل خورشیدی
كه شرق شب زده را
 غرق نور خواهی كرد
تو مثل معجزه
- در وقت یأس و نومیدی -
ظهور خواهی كرد
پناه سایه آسایشی
پناهم ده
درون خلوت امن و امید راهم ده
[ یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390 ] [ 9:28 ] [ یه بنده خدا ] [ ]

به دل سوخته‌ي سوخته‌اش خنديديد
به غزل‌هاي برافروخته‌اش خنديديد

اف به روتان! همه‌ي باغچه را داس زديد
تا ابد گُر به دل حضرت عباس زديد

رو به سر ريز شدن كاسه‌ي صبر دريا...
هان ببينيد كنون لشكر ببر دريا...

مثنوي آمده تا نعره‌ي هوهو بزند
بيت در بيت فقط "أينَ تفِرّوا " بزند

بيت در بيت فقط "أينَ تَفِرّوا "؟...آري
واژه در واژه فقط پيچش ابرو؟... آري

خنجر واژه به آن‌ها كه بداني بزند
به فلاني و فلاني و فلاني بزند

باز اين طايفه با دشنه و تيغ آمده است
"سر بدزديد كه هفتاد و دو تيغ آمده است "

اين جماعت پي عشق‌اند و به دريا راهي...
همه بي‌خانه عشق‌اند و به دريا راهي...

دل ز كف داده به دريا، همه مجنون، همه مست...
" پيرهن چاك وغزل خوان و صراحي در دست "

تا غبار از كف پاتابه‌ي شان برخيزد
كبر بيهوده‌ي صد كوه به هم مي‌ريزد

خون اين قوم اگر بند بيايد خوب است!
يد بيضا شده در بند بيايد خوب است!

واي اگر دست قضا حكم به اعجاز دهد
سنگ را بر كَنَد از خاك و به پرواز دهد...

واي اگر هق هق طوفاني دريا برسد
واي اگر وقت رجزخواني دريا برسد

واي اگر نعره‌ي «من حيدري‌ام» را بزنند
به شكافي كه به آن خانه علم را بزنند...

شده با خون، شده با آه؛ كه مي‌گيريمش
مكه از ماست؛ به والله كه مي‌گيريمش

ايهاالناس! حرام است، مبادا برويد!
حج كجا؟ عمره كدام است؟مبادا برويد!

راه اين نيست كه: "يك راست به حج بايد رفت "
گاه فرمان رسد: اي قافله! كج بايد رفت...

كعبه و سنگ بهانه است؛ خودش را درياب
مقصدت صاحب خانه است؛ خودش را درياب

جز پي فتح و ظفر، مكه مگر بايد رفت؟
غير از اين باشد از اين قافله در بايد رفت...

ايهاالناس! حرام است، مبادا برويد!
حج كجا؟ عمره كدام است؟مبادا برويد!

اف به روتان! همه‌ي باغچه را داس زديد
تا ابد گُر به دل حضرت عباس زديد

تا بشر هست شما خوار ابرنكبت‌ها
ننگ اسلام و نگونسار ابرنكبت‌ها

از تمامي جهان مشت و لگدخواهي خورد
و به دستان يل فاطمه حد خواهي خورد

اين قلم آن قلمي نيست كه سرريز شود
هرچه كه تيغ خورد تيز شود تشز شود

اين قلم آن قلمي نيست كه بي سر برود
از بلاسوزي اين معركه ها دربرود

اين قلم آمده تا نعره هوهو بزند
بيت در بيت فقط اين تفروا بزند

سر بدزديد ندزديد رفيق آمدني است...
رقص شمشير و سپس چرخش تيغ آمدني است...

هر كه با آل علي در پي شر مي‌گردد
تيغ گم كرده و دنبال سپر مي‌گردد...

سرنوشتت همه مغضوب دو صد ايل شدن
بنشيند به دلت حسرت قابيل شدن

بنشيند به دلت داغ مسلمان كشتن
داغ مالك كشي و بوذر و سلمان كشتن

هر كه با آل علي در پي شر مي‌گردد
تيغ گم كرده و دنبال سپر مي‌گردد

 

[ شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390 ] [ 9:2 ] [ یه بنده خدا ] [ ]

 

گهواره نیست کودکی ات را فلک؟، که هست / فرمانبر تو نیست سما تا سمک؟ که هست

نقش کبود شانه ات از ضربه های در / بر شانه شبان سیه نیست حک؟ که هست

وقتی به خواب می روی ای کوثر کثیر / لالایی خدیجه نباشد، ملک که هست

آن روزه سه روزه نیازی به نان نداشت / ای زخمی محبت عالم، نمک که هست

وقتی حضور غصه تو را آب می کند / اشک علی نشسته برای کمک که هست

مردیم از فراق تو، دل با که خوش کنیم؟ / قبری که از تو نیست به جا، یا فدک که هست

استاد غلامرضا شکوهی

[ سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390 ] [ 9:16 ] [ یه بنده خدا ] [ ]

از نخست زندگی هرگز نمی‌شد باورم

که شود این خانه روزی قتلگاه همسرم

روزتنهایی که حتی یک نفر یارم نبود

دیدم آنجا پشت در افتاده تنها یاورم

 او مرا میخواند و من آن روز دستم بسته بود

کاش آنجا جان من می شد برون از پیکرم

خاطرات همسر شب زنده دارم زنده ماند

از مناجات سحرگاهان زینب، دخترم

ای شب تاریک بازآ تا نهان از چشم خلق

قبر ناپیدای زهرا را بگیرم در برم

[ یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 ] [ 9:48 ] [ یه بنده خدا ] [ ]
عشق حسین ما را به این وادی کشانده
رزمندگان تا کربلا راهی نمانده
برخیز ای چاوش شهر عشق؛ برخیز
غسل زیارت کن ز نهر عشق؛ برخیز
بربند محمل را و برپا کن علم را
آواز ده، آواز؛ عشاق حرم را
هر سر که پیمان بلا دارد، بیاید
هر کس هوای کربلا دارد، بیاید
ما راهیان کعبه‌ی عشق و وفاییم
ما عاشقان تربت خون خداییم
پیر و جوان دلداده‌ی قبر حسینیم
از جان و دل فرمانبر پیر خمینیم
رفتند یاران .... چابک سواران .... همراه آنان .... پیر جماران
[ یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 ] [ 9:46 ] [ یه بنده خدا ] [ ]
درباره وبلاگ

عابس بن ابى شبيب شاكرى(شاید جدم)
عابس فرزند ابی شبیب بن شاکر شاکری است و از طایفه بنو شاکر شمرده می شود . اين طايفه از شيعيان مخلص و فداكار در راه ولايت امير المؤمنين بودند و از شجاعان عرب به شمار مى‏آمدند و به آنان‏ «فتيان العرب‏» مى‏گفتند. اخلاص و وفاداری بنو شاکر به علی(ع)بسیار مشهور است و همین اخلاص و ولایشان باعث آن همه رشادتها و فداکاری ها در جنگ صفین بود. امیرمومنان(ع)در تقدیر وستایش از بنو شاکر در صفین فرمود:
«لو تمت عدتهم الفا لعبدالله حق عبادته »
اگر عده آنها به هزار می رسید، خداوند به حقیقت عبادت می شد.
و عابس، از رجال برجسته شيعه و مردى دلير، سخنور، كوشا و تلاشگر،شب زنده‏دار، از طايفه بنى شاكر بود و به نقل شیخ طوسی، یکی از یاران امام حسین(ع) است که در کربلاهمراه آن حضرت به شهادت رسید و در زیارت ناحیه و رجبیه بر او سلام داده شده است. دلاوريهاى او در كربلا مشهور است. وى همراه هم پيمان خود«شوذب‏»، در حماسه عاشورا به نبرد پرداخت و شهيد شد. رشادتهاى او چنان بود كه سپاه كوفه از نبرد تن به تن با وى ناتوان‏بودند. به دستور عمر سعد، از اطراف او را سنگباران كردند.او هم زره از تن بيرون آورد وكلاهخود از سر برداشت و برهنه‏شد و با تيغ بر دشمن حمله كرد و يك تنه آنقدر جنگيد تا در قلب ميدان و محاصره دشمن به شهادت رسيد. برهنه شدن عابس در برابر سنگ‎اندازان سزاوار تامل است. برخورد او گویای اوج ایمان، معرفت، و یقینش به ساحت قدس امام و راه مستقیم آن ولی الله الاعظم است. آری هرگاه عشق به اوج کمال رسد، چنان انسان از خود بی خود می‎شود که همه چیزش را خالصانه و بی‎پیرایه بر در دوست می‎نهد. سرانجام سر او را از پيكرش جدا ساختند و به سوی مولا و مقتدایش اباعبداله (ع) پرتاب کردند. سلام برتو ای عابس، ای که سراسر زندگی ات برای ما درس اخلاق بود و راه و رسم زندگی. به آیندگان تفهیم کردی که عبادت و شب زنده داری بدون ولایت اهل بیت(علیهم السلام)هیچ معنی و مفهومی ندارد و زندگی راهبانه ای که در عبادت و گوشه نشینی و کناره گیری از مردم بدون درک مسایل سیاسی زمان و شناخت ولی امر دوران خلاصه شود، جز زیان و از دست دادن ایمان چیز دیگری در برنخواهد داشت.
یا لیتنا کنا معکم
امکانات وب