یکشنبه بیست و ششم آبان 1387
تا شقایق هست زندگی باید کرد ...
شقايق آزاده است و تعلقي ندارد. در دشتهاي دور، لابهلاي سنگها ميرويد
و به آب باران قناعت دارد تا همواره تشنه باشد و بسوزد. داغدار است و گلبرگهاي سرخش را
نيز گويا به خون آغشتهاند.
شهيد نيز آزاده است و فارغ، قانع، تشنه، سوخته دل و داغدار و غلطيده در خون... 
تقابل عقل و عشق آخرين منزلي است كه سالكين مقصد ولايت را گرفتار ميكند.
پي نوشت :
* چه زیبا گفت شهید چیت سازان که : « کسی می تواند در شب عملیات از سیم خاردار دشمن رد شود که به سیم خاردار نفسش گیر نکرده باشد . »
خطر ! ميدان مين نفس
من و تو كجاي اين ميدان ايستاده ايم ؟؟!!
* کاش از جنس جنون، بال و پري بود مرا
مثل سيمرغ از اينجا سفري بود مرا
« از همان کوچه که سر ميشکند ديوارش »
باز در حالت مستي گذري بود مرا
رقص زلف سر ني ديدم و با خود گفتم:
بين هفتاد و دو سر کاش سري بود مرا
هيچ پروا دلم از دغدغهي راه نداشت
چون تو اي عشق! اگر همسفري بود مرا
پيشتر زانکه رسد مرگ، بميري، هنر است
کاش، اي کاش! که روزي هنري بود مرا
دوشنبه بیستم آبان 1387
گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق ساکن شود، بدیدم و مشتاق تر شدم

...هر كه با عذر و بهانه است، خداحافظ او
هر كه پابسته ی خانه است، خداحافظ او
دل مبنديد كه صد فتنه در اين پنهان است
اين همان قصه ی اسلام ابوسفيان است
پاي اين طايفه جز در پي شيطان فلج است
قبله كج نيست، نمازي كه نخواندند كج است
محو فرعون مشو، نيل شدن آسان است
سنگ پيدا كن ابابيل شدن آسان است
هر كه با عذر و بهانه است، بهل تا برود
هر كه پا بسته ی خانه است، بهل تا برود
یکشنبه نوزدهم آبان 1387
كجاست
مرغ شبخوان كـــجايي و نـواي تو كجاسـت
آن چه بيگانگي و اين چه غريبي است كه نيست
آشـــنايـــي كــه بپرســيم ســـراي تو كـــجاســت
چه پريشانم از اين فكر پريشان شب و روز
كه شـب و روز كجايي و كـجاي تو كجاست
هـــنر خـــويش به دنيا نــفروشــــي زنهار
گوهري در همه عالم به بهاي تو كجاست
كــــوه از اين قــصه پر غصه به فريـاد آمـــد
آه و آه از دل سنگ تو ، صداي تو كجاست
دل ز غم هاي گلوگــير گره در گره است
سايه آن زمزمه گريه گشاي تو كجاست
سه شنبه هفتم آبان 1387
مردهای بعد از قطعنامهایم!
اوج ها به قدر سقف یک قفس.
پای ما مسافر است
جاده ها ولی
به مقصدی حقیر ختم میشوند.
ما کلاف پیچپیچ کوچهها
شما؛
در زلال مغز آسمان رها
فکر میکنید حجم این قفس ملولمان نمیکند؟
چرا، ولی چه فایده؟
آسمان قبولمان نمیکند.
حال ما دچار عادت زمانهایم
شانه میکنیم!، سرمه میکشیم!، عشوه میکنیم!
مردهای بعد از قطعنامهایم!
سه شنبه هفتم آبان 1387
دشمن در کمین است

برای همین ما آمده ایم در این سنگر هم یک برج دیده بانی بزنیم دشمن را شناسایی کنیم گرایش را بدهیم و سعی کنیم مقرهایشان را نابود کنیم
و امروز یکی از موذی ترین سنگرهای دشمن را در سرزمینمان مورد شناسایی قرار داده ایم مقری که به درون خانه های ما نفوذ کرده است با شعار حقوق بشر بجای حمایت از مظلومین بجای حمایت از ستم دیده و زجر دیده به حمایت از ظالمین و ستمکاران و جنایتکاران برخواسته و این مقر ، مقری نیست جز کمیته دفاع از حقوق بشر به ریاست زنی چون (شیرین عبادی)که همه ارزشهای اخلاقی و انسانی اش را فراموش کرده و هویت ایرانی بودن خود را به فراموشی سپرده و در حد یک سرباز دشمن به مقابله با قانون کشور به حمایت از کثیفترین و لجنترین مجرمین این کشور برخواسته آری شیرین عبادی و دیگر دشمنان این کشور هم صدا بجای همراهی با ملت ایران در مقابله با فاسدترین انسانهای روی زمین که در فضای اینترنت به همه ارزشهای اخلاقی و انسانی همه انسانها حمله کرده اند و به حمایت از آنها برخواسته اند.

کیست که در فضای اینترنت فعالیت کند و وجود کثیف این سایتها را تحت هر عنوانی ندیده باشد انسانهای مریض و مغرضی که بنیان خانواده ها را نشانه رفته اند تمام تلاششان این است دختر به پدر، مادر به پسر ، خواهر به برادر ، خاله به خواهرزاده و عمو به برادر زاده بی اعتماد شود آنها تلاششان این است که روح تقوی را از کاربران اینترنت بگیرند به هر خانه ای سرک می کشند به درون خلوت مردم هجوم می برند امنیت را در هر خلوتی می گیرند هیچ انسانی در امنیت نیست عکسهای خانوادگی وفیلمهای خانوادگی براحتی در دسترس عموم قرار می دهند این شیطانها از مسیر انسانی خارج شدند وجود بی محتوی و بی دین خود را به فضای سالم اینترنت کشور تحمیل کردند هر چه توانستند به ارزشهای اخلاقی این جامعه هجوم برده و می برند و کدام انسان فهیمی است که نداند همه اینها برای نابود کردن ملت بزرگ ما طراحی و عملی شده و می شود و اینک که با فشارهای مردمی و فشار افکار عمومی قانونی بالنسبه انقلابی برای مقابله با اینها تصویب شده فریاد نوکران و دشمنان ملت ایران بلند شده است براستی وقتی مردم محروم عراق زیر چکمه های جنایتکاران امریکایی سلاخی شده ومی شوند براستی وقتی مردم مظلوم لبنان و فلسطین زیر هزاران تن بمب صهیونیستها پر پر می شدند این مدعیان دفاع از حقوق بشر کجا بودند ؟ وقتی تولید تریاک این افیون توده ها توسط نیروهای تحت حمایت ناتو در افغانستان چند برابر تولید می شود و هزاران جوان این کشور توسط آنها به نابودی کشیده می شود چرا شیرین عبادی و امثال وی فریاد نمی زنند ؟ آری اینها همان نمایندگان دشمن و همان دیده بانان دشمن در کشور ما هستند.
و ما برج دیده بانی آنها را با خاک یکسان می کنیم .
و ما هنوز در پستهای دیده بانیمان ایستاده ایم


