عابس
ابن ابی شبیب شاکری
سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388
شوق
الهی حکایت دردناکی ست شوق
پرواز و این بالهای سوخته .
شوقی که چون حلقه بر گردنم
افکنده ای و آتشی که بر هستیم
فکندی و ناتوانی این بالها ...
در دوزخ هجران تو هر صبح و شام
می سوزم . هر صبح و شام
سرافکنده به درگاهت می آیم
و شرم سار باز می گردم و
در این تکرارمرا اختیاری نیست .
می رانی و می خوانی
و من در اشتیاق و اجبار تو حیرانم .
امّا سوگند به نامت اگر برانی تا ابد
به درگاهت با همین بالهای سوخته
به شفاعت عشق می نشینم .
الهی به مستان می خانه ات
به عقل آفرینان دیوانه ات
به دردی کش لجّه کبریا
که آمد به شآنش فرود انمّا
بنور دل صبح خیزان عشق
ز شادی به انده گریزان عشق
به رندان سر مست آگاه دل
که هرگز نرفتند جز راه دل
به مستان افتاده در پای خم
به مخمور با مرگ در اشتلم
خدا را به جان خراباتیان
کزین تهمت هستیم وا رهان
به می خانه ی وحدتم راه ده
دل زنده و جان آگاه ده
که از کثرت خلق تنگ آمدم
بهر جا شدم سر به سنگ آمدم
بیا ساقیا می به گردش در آر
که دلگیرم از گردش روزگار
پرواز و این بالهای سوخته .
شوقی که چون حلقه بر گردنم
افکنده ای و آتشی که بر هستیم
فکندی و ناتوانی این بالها ...
در دوزخ هجران تو هر صبح و شام
می سوزم . هر صبح و شام
سرافکنده به درگاهت می آیم
و شرم سار باز می گردم و
در این تکرارمرا اختیاری نیست .
می رانی و می خوانی
و من در اشتیاق و اجبار تو حیرانم .
امّا سوگند به نامت اگر برانی تا ابد
به درگاهت با همین بالهای سوخته
به شفاعت عشق می نشینم .
الهی به مستان می خانه ات
به عقل آفرینان دیوانه ات
به دردی کش لجّه کبریا
که آمد به شآنش فرود انمّا
بنور دل صبح خیزان عشق
ز شادی به انده گریزان عشق
به رندان سر مست آگاه دل
که هرگز نرفتند جز راه دل
به مستان افتاده در پای خم
به مخمور با مرگ در اشتلم
خدا را به جان خراباتیان
کزین تهمت هستیم وا رهان
به می خانه ی وحدتم راه ده
دل زنده و جان آگاه ده
که از کثرت خلق تنگ آمدم
بهر جا شدم سر به سنگ آمدم
بیا ساقیا می به گردش در آر
که دلگیرم از گردش روزگار
نوشته شده توسط یه بنده خدا
در 21:50 | لینک ثابت
•
سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388
جمعه
شروع مي شود اين شعر،بي تو با جمعه
و ايستاده زمان بين اين دوتا جمعه
چقدر بي تو جهان مثل جمعه بازار است
و گفته اند كه مي آيي از قضا جمعه
مورخ چه زماني يك /يك/يك بود
كه انتظار پديد آمده الي جمعه
و جمعه روز جهاني توست در تقويم
خدا بياورد آن روز را» بيا جمعه
كه ما براي تو تعطيل كرده ايم آقا
كجاست آخر اين روزها،كجا؟ جمعه
امام جمعه دنيا! ترا خدا ديگربيا تمام كن اين انتظار را جمعه
نوشته شده توسط یه بنده خدا
در 21:46 | لینک ثابت
•
چهارشنبه ششم خرداد 1388
شهادت بی بی دوعالم تسلیت
گفتند وزن و قافيه تعطيل ميشود
قحطي استعاره و تمثيل ميشود
قوت گرفت شايعه، ميگفت بعد از اين
هر صورتي به آينه تحميل ميشود
حتي خبر رسيد که از سردي هوا
گلدسته چند ثانيه قنديل ميشود
پرگار تا نود درجه رفت ناگهان
مژده: شعاع دايره تکميل ميشود
يک حوريه به قالب انسان حلول کرد
از اين حلول هر چه که تشکيل ميشود
در مصرعي خلاصه کنم حرف خويش را:
زهرا به قلب فاطمه تنزيل ميشود
از آن شبي که روي زمين کردهاي نزول
هر آيه با شئون تو تحليل ميشود
تو چشمة شگفتي و انجير ميدهي
تحريف قطرههاي تو انجيل ميشود
گاهي درخت ميشوي و ميوههاي تو
خامش غذاي سفره ی جبريل ميشود
تو سيب ميشوي و تو را ميل ميکند
سرخي گونههاش که تکميل ميشود
تو ميشوي خديجه و او با وجود تو
حس ميکند به آمنه تبديل ميشود
وقتي شما شدي نخ تسبيح قطرهها
هم مشرب فرات ، لب نيل ميشود
وقتي تو اي الهه ی دريا غضب کني
ماهي بالدار ، ابابيل ميشود
طفل تو مبدا همه ی اتفاقهاست
هر سال با حسين تو تحويل ميشود
اين شعر را ببخش اگر توزياد داشت
خانم ، غزل ، بدون تو تعطيل ميشود
(رضا جعفري)
قحطي استعاره و تمثيل ميشود
قوت گرفت شايعه، ميگفت بعد از اين
هر صورتي به آينه تحميل ميشود
حتي خبر رسيد که از سردي هوا
گلدسته چند ثانيه قنديل ميشود
پرگار تا نود درجه رفت ناگهان
مژده: شعاع دايره تکميل ميشود
يک حوريه به قالب انسان حلول کرد
از اين حلول هر چه که تشکيل ميشود
در مصرعي خلاصه کنم حرف خويش را:
زهرا به قلب فاطمه تنزيل ميشود
از آن شبي که روي زمين کردهاي نزول
هر آيه با شئون تو تحليل ميشود
تو چشمة شگفتي و انجير ميدهي
تحريف قطرههاي تو انجيل ميشود
گاهي درخت ميشوي و ميوههاي تو
خامش غذاي سفره ی جبريل ميشود
تو سيب ميشوي و تو را ميل ميکند
سرخي گونههاش که تکميل ميشود
تو ميشوي خديجه و او با وجود تو
حس ميکند به آمنه تبديل ميشود
وقتي شما شدي نخ تسبيح قطرهها
هم مشرب فرات ، لب نيل ميشود
وقتي تو اي الهه ی دريا غضب کني
ماهي بالدار ، ابابيل ميشود
طفل تو مبدا همه ی اتفاقهاست
هر سال با حسين تو تحويل ميشود
اين شعر را ببخش اگر توزياد داشت
خانم ، غزل ، بدون تو تعطيل ميشود
(رضا جعفري)
نوشته شده توسط یه بنده خدا
در 10:51 | لینک ثابت
•


