عابس
ابن ابی شبیب شاکری
چهارشنبه دوم مرداد 1387
نامه ی تنها برای عمرهای هدر رفته
خدایاکجاست ان پرده پوشی قشنگت .......
دست رنجم گناه بودوگناه اشکم امشب حلال میریزد
کجاست کسی که اجازه می دهد من گریه کنم برای خودم ....
خدایا همسایگان ما راازراه خودت ناامید مگردان.
بارالها مادر وپدرم راببخشای ...همانطورکه بارهامن رابخاطر قسم
به اسم تو عفو کرده اند 0خدایامحبت علی و زهرارادر این دوره
اخرالزمان ازدل کسی بیرون ننمای ای مهربان این بی توجهی
درکارهایم مرا بیچاره کرده ولی این را خود میدانی که قصد
دشمنی باتورا نداشتم .ای حبیب تمام دشمنان زهرای محمد
وعلی رانابودوخار وکور گردان 0خدایا آیا شود روزی در رجعت
همپای مهدی باشیم ....خدایی که غفاربودی وبر کسی گناه مرا
فاش نکردی ممنون توام خود میدانی اگر مردم گناه مرا
میفهمیدند ازمن فرارمیکردند .مرایاری کن در امر به معروف
پیشقدم ودر نهی ومنکر تو کمکم باشی
نوشته شده توسط یه بنده خدا
در 22:2 | لینک ثابت
•

